۱۳۹۸ مهر ۲۱, یکشنبه

دشت خونین روژاوا

درست
روز جهانی
نه به اعدام
دیکتاتور کوتوله
در دشت روژاوا
با تانک های دموکراسی
نو نهال کودک
درو میکند،
سهم
ارباب بی مروت
در این "کشتزار"
برداشت
از زمین انتخابات
خرمن ریاست است!

علیرضا تبریزی

۱۳۹۸ مهر ۱۸, پنجشنبه

کولوسئوم خونبار خاورمیانه!

حجم اخبار شوم
بقدری زیاد است
مجالی برای سرودن
یک شعرعاشقانه 
باقی نگذاشته اند
هجوم واژه های
سر درگم
در تلاطم خیال
هر یک
از سر همدردی
به تخته پاره ای
چنگ می اندازند
کدامین را در آغوش بگیرم؟
تا سزارهای مدرن
در کولوسئوم خونبار خاورمیانه!
زیر چتر سکوت
کشتار را
به تماشا ایستاده اند،
بازار سلاحهای آتشین، گرم است
و هیچکسی
به فکرخونهای سرد
دلمه بسته
بر روی آسفالت های داغ نیست!
فروشندگان و خریداران
نفت و اسلحه
بیشرمانه
برای سود بیشتر
سنگ ها را بسته اند،
اردوغان
پوتین
حماس
نتانیاهو 
حشدالشعبی
سپاه و بسیج
را رها کرده اند!

علیرضا تبریزی

۱۳۹۸ مهر ۱۷, چهارشنبه

پر مدعای بی عمل

بس است،
خنجر زبانت را
غلاف کن!
بیش از این
با آن
مزن زخم
بر تن پاره پاره
خلق قهرمانم
آنها
بیش از یک سده
خون چکان
در برابر جباران
ایستاده اند!
فتیله
چراغ فرسوده
توقع ات را
پایین بیاور
تا ذهن تاریکت
ذره ای
روشن شود!
سیل خیزش
حق طلبی
از عراق و یمن و سوریه
تا سرنگونی
ولایت فقیه
از بستر
ایران میگذرد!

علیرضا تبریزی

۱۳۹۸ مهر ۱۲, جمعه

متحجر

پنجره دَه*
که سهل است،
هزار هم که ابداع شود
اتاق فکر
جنایتکاران
نطفه شان را
با شقاوت بسته اند،
پا به پای
تکنولوژی
در آزمایشگاه
جنایات شان
کلنی
اندیشه های مخوف
کشتن را
منجمد می کنند
تا در آینده
پس از ذوب شدن
هیچ فکر
بکری
متولد نشود!
علیرضا تبریزی
* ویندوز ۱۰

۱۳۹۸ مهر ۹, سه‌شنبه

تقصیر تو بود!

گناه از توست
که دیو سیاه
هنوزم تنوره می کشد و
خون خلق را
در شیشه می کند،
یادت می آید
وقتی او
فتوای "توسری" داد
هیچ اعتراضی نکردی
زان پس
آگاهانه طوق
اصل ولایت فقیه را
به گردن انداختی،
گفتی:
او امام است و
ضد امپریالیسم
از ترس او
سکوت را پیشه کردی!
تقصیر تو بود
بانگ بر آوردی:
پاسداران باید
به سلاح سنگین
مسلح شوند!
فالانژ ها
بر خیمه های کتاب
شوریدند
هر چه را بود
در آتش جهل سوزاندند
تقصیر تو بود
سر سپردی
به دامان ولایت
جملگی لو دادی
هم مجاهد و هم فدایی
گناه از تو بود
از ترس جان
توبه کردی
در زندان
رها گشتی ز مرگ
نوشتی خاطرات
نه زیستن و نه مرگ
تا پسا آزادی
روی بام خودخواهی
بشویی دستان دیو را
در تشت رسوایی
زان پس
بیشرمانه
هوار کشیدی
ایهاالناس
"قتل عام" شصت و هفت
"فقط"
سه هزار نفرند
دروغ می گویند
سی هزار نفر است!
تقصیر تو بود
نخست، پیوستی
به ارتش آزادی
چندی که گذشت
گسستی و گشتی
دشمن آزادی!
تقصیر تو بود
توده را
با هزار ترفند
به پای صندوق راُی
از برای انتخاب
بین بد و بدتر آوردی
با اینکه می دانستی
افعی کبوتر نمی زاید
چشم بستی
بر کوی دانشگاه
خلق را فریفتی
ایشاالله خاتمی
گربه است!
با اینکه دیدید
موسوی و کروبی
آن روی سکه
احمدی نژادند
و باز
با حیله و مکر
خلق را گمراه کردید
که روحانی ار رئیسی
بهتر است!
تقصیر تو بود
ظالم را ستودی و
مظلوم را سرزنش
وقیحانه
هولوکاست شصت و هفت را
انکار کردی
گفتی
آنرا فراموش کن!
تقصیر تو بود.....
تقصیر تو بود ....
تقصیر تو بود.....
علیرضا تبریزی




۱۳۹۸ مهر ۴, پنجشنبه

سوداگران خون ونفت

سوداگران خون و نفت
برای پوشاندن
صفات عریان
بیشرمی تان
هیچ واژه ای
رغبت نمی کند
حتی به زشتی
هیکل قناس تان را
استتار کند،
آنقدر وقیح هستید
که وقاحت
در برابرتان
شرم میکند
تنها با این صفت
وصف شوید
پیشتر
برای همپای بیشرمتان
شعر
"سوداگران خون و نفت"
سرودم:
"آهای استفن لوون
هرگز باور نمی کردم
سی سال در تله
غربت زندانی شوم،
سالها گذشت
تا بیاموزم
اهدای پناهندگی
حقی است
که بدون مماشات
و سودای
خون و نفت
به کسی تعلق نمیگیرد!
اما امروز
پس از سی سال
آموختم
«حقوق بشر»
تابلوی دکان
بشر دوستانی است
که هیچ بویی
از انسانیت نبرده اند!"
اکنون
به لیست سیاه
سوداگران
خون و نفت
نگاهی بیانداز
که به بلندای قامت
برج ایفل
رسیده است!

علیرضا تبریزی

۱۳۹۸ مهر ۱, دوشنبه

در رثای مادر رجبی

چهل سال
کس ندانست
پشت آن
چهره
مظلوم و آرام،
درونت
همچو کوه آتشفشان
گداخته است
به گمان
تنها
فقط یک بار
مذاب قهقهه
از ته دل
فوران کردی
آنگه که
قهرمان ملی*
به نیابت
از مادران و پدران داغدار
ماشه عدالت را 
میان
پیشانی 
ننگ بشریت
چکاند!
اکنون که
در خاک آرمیده ای
آسوده باش!
نوید به تو 
که عنقریب
خلق
برای گرفتن 
حق
همچو 
رود خروشان
چنان طغیان میکند
که نه از شاه
اثری ماند 
و نه از شیخ

علیرضا تبریزی

قهرمان ملی = علی اکبر اکبری

جهان سوم و جهان سومی

"جهان سوم و جهان سومی"  آدرس ثابتی ندارند،  همه جا حضور دارند.  یک صفت شیطانی است ـ یک  رفتار زشت و نکوهیده است  ـ  عملکردشان  نا...